X
تبلیغات
رایتل

دلداده
 
قالب وبلاگ

با توجه به عظمت و بزرگی اقا ابوالفضل(ع) و استقبال از زندگی نامه و کرامات و فضایل ان حضرت و همت استاد بزرگوارم خادم الحسین عمو عباس جمشیدی بر ان شدیم تا  ابعاد زندگی حضرت عباس(ع) را در عنوانی به نام ابوالفضل نامه

 بنویسیم    

به مطالبی که در یادداشتهای قبل اشاره شد کمتر اشاره میشود

                                                                                                       

مشخصات حضرت عباس:

 

نام:عباس

کنیه:ابوالفضل وابوفاضل
پدر و مادر:امیرالمومنین(ع)و امالبنین(ع)

زمان و محل تولد:بنا مشهود.چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه

زمان و محل شهادت:روز عاشورا سال۶۱ هجری قمری در کربلا

مدت عمر:۳۴سال و پنج ماه و شش روز

مرقد شریف:در کربلای معلی دارای گنبد و بارگاه وصحن وسرای ملکوتی و عظیم

 

 

 

دوران عمر ان حضرت  دارای سه بخش :                                                     ۱.دوران زندگی با پدر (حدود چهار سال)

۲.دوران زندگی با امام حسن(ع) (۲۴ سال)

۳.دوران زندگی با امام حسین(ع)(۳۴ سال)

 

 

خلفای عصر:

عثمان٬معاویه٬یزید

عنوان و سمت هنگام شهادت:  پرچمدار و سپهدار سپاه امام حسین(ع)

قاتل:  یزیدبن رقاءجهنی و حکیم بن طفیل طایی

 

 

ازدواج حضرت علی(ع) با ام البنین مادر حضرت عباس (ع):

 

حضرت امیر المومنین(ع) برادری به نام عقیل داشتند که بیست سال از حضرت علی بزرگتر بود

عقیل یکی از بزرگترین ویژگیهایی که داشتند در تمام اعراب معروف بودند نسب شناسی بودند که در شناخت خانواده ها و عدم اصالت انها اطلاعات دقیق و وسیع داشتند.

بعد از شهادت حضرت زهرا(س) حضرت امیر المومنین خطاب به برادرش عقیل فرمود:

می خواهم  برای من از بانویی خواستگاری کنی که از خاندان شجاع و قوی پنجه و شیر دل باشد

عقیل فرمود: اقای من چنین بانویی را برای چه می خواهید؟

حضرت علی(ع) فرمود برای اینکه فرزند دلاور و شجاع از او پدید اید

عقیل پس از اندکی فکر گفت چنین بانویی را از میان قبیله بنی کلاب به نام فاطمه دختر حزام بن خالد کلبی سراغ دارم  که در میان قبایل اعراب شجاعتر از پدران او نیست

امیر المومنین پیشنهاد برادرش عقیل را پذیرفت که با فاطمه بنی کلاب که بعد ها به ام البنین شهرت یافت ازدواج کرد

موضوع ازدواج امیر المومنین(ع) با ام البنین (ع) به خاطر بوجود امدن فرزندان رشیدو حضرت عباس(ع) از اموری بود که بسیاری از ان اطلاع داشتند تا انجا که روایت شده:

در روز عاشورا زهیربن قین(یکی از یاران بزرگ امام حسین(ع)) از جانب امام حسین(ع) پرچم بزرگ را به دست عباس(ع) دادو عرض کرد:

ای پسر امیر مومنان!می خواهم روایتی را که به خاطر سپرده ام رابرای تو نقل کنم.

عباس(ع)فرمود نقل کن.زهیر عرض کرد:هنگامیکه پدرت امیر مومنان علی(ع)می خواست با مادرت ام البنین(ع) ازدواج کندبرادرش عقیل را طلبید و از او خواست بانوئئ از دودمان شجاع و نجیب را برایش خواستگاری کند عقیل مادرت ام البنین را انتخاب کرد.و از او خواستگاری نمود

همانا پدرت تو را برای چنین روزی ذخیره کردهاست. پس مبادا در یاری برادرت و نگهبانی از او کوتاهی کنی

عباس(ع)پرچم را در دستگرفت و برای جهاد با دشمنان  به سوی دشمن شتافت

(الکبریت الاحمر ج۳ص۱۴۴)

 

 

پرتویی از مقام ارجمند ام البنین(ع):

ام البنین(ع)از بانوان پاک سرشت.مهربان دلاور و با معرفت بود هنگامیکه به خانه علی(ع) امد.مادر دوم و فاطمه ثانی برای فرزندان حضرت زهرا(س)بودو انها رابرفرزندان خود مقدم  می داشت

مطابف نقل بعضی:روزی به همسرش علی(ع)عرض کرد از این پس مرا فاطمه صدا مزن زیرا وقتی با این نام مرا صدا میزنی فرزندانحضرت زهرا(س)به یاد مادرشان میافتندو مصائب حضرت زهرا(س) به خاطرشان می اید و رنجیده خاطر می گردند

حضرت علی(ع)تقاضای او را پذیرفت واز ان روز به بعد او را که دارای دو فرزند شده بود(ام البنین=مادر پسرها)خواند

اری ام البنین(ع) از چنین روحییه عالی برخوردار بود و افتخار میکرد که در خانه سرور انسانها حضرت علی(ع)به خدمتگزاری فرزندان حضرت زهرا(س)مشغول است. و مادر دومی برای انهاست انها نیز به ام البنین(ع)احترام شایانی می نمودند و همچون مادر او را دوست داشتند

 

عالم ربانی زین الدین معروف به شهید ثانی مینویسد:

 

 

ام البنین(ع) از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود.نسبت به خاندان نبوت محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت.خود را وقف خدمت به انها نموده بود.خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قایل بودند و به او احترام مخصوص می نمودند. در روزه های عید به احترام او به محضرش می رفتند و ادای احترام میکردند

حضرت زینب ریک نهضت حسینی پس از بازگشت از سفر کربلا به مدینه به محضر او رفت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت گفت

(الفصول المهمه ص۱۴۵)

 

 ام البنین(ع) به قدری با ایمان و با معرفت بود چنانکه خاطر نشان می شود پس از انکه خبر شهادت چهار پسرش را در کربلا به او که در مدینه بود رسید. به مسجد امد و وقتی که بشیر از شهادت فرزندان او خبر میداد گفت:

ای بشیر از امام حسین(ع)به من خبر بده.همه فرزندانم و همه انچه که در زیر اسمان کبود است به فدای امام حسین(ع)باشند

وقتی که بشیر خیر شهادت امام حسین(ع) را اعلام کرد.انگاه ام البنین در حالی که بسیار منقلب شده بود گفت:

                    ای بشیر با این خبرت بندهای دلم پاره کردی

علامه ماقاتی پس از نقل این مطلب میگوید:


این برخورد بیانگر  قوت ایمان وقوت تشیع ام البنین(ع)به  امام حسین (ع) جز از این جهت نیست که او به امام حسین(ع)اعتقاد و معرفت داشت  و کشته شدن چهار فرزند رشیدش در برابر مقام امامت عظمای امام حسین(ع) کوچک و نا چیز می دانست و این از مقام بسیار ارجمند ام البنین(ع)در معرفت و دیانت حکایت میکند.

(تنقیح المقال ج۳)(فصل النساء ص۷۰)

 

 

ونیز روایت شده:

هنگامیکه بازماندگان کربلا به مدینه باز گشتند حضرت ام البنین(ع) با  حضرت زینب(ع) ملاقات کرد.و احوال پسرانش را در کربلا پرسید حضرت زینب فرمود: همه انها کشته شدند

ام البنین(ع)عرض کرد:

                             جان همه به فدای حسین(ع) از حسین(ع) چه خبر؟

زینب(ع) فرمود:

               حسین(ع) را با لب تشنه کشتند

ام البنین (ع) تا این سخن را شنید انچنان دگرگون شد که بی اختیار دستهایش را بلند کرد و بر سرش کوبید و چندین بار فریاد زد

                                            وا حسیناه

                                             وای حسین جان

 

 

تولد قمر بی هاشم:

...

 

 

 

ابو الفضل نامه ادامه دارد...

[ سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1388 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ م.الف ] [ نظرات (10) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 42368

ریش